تبلیغات
بانک پیامک مهدوی - امام زمان برای دیدار ما لحظه شماری می کنند!

بانک پیامک مهدوی
تبلیغات



درباره ما
  • عشق و ایمان دو بال حقیقی برای هر حرکت و تکاملی است و بدون هر یک از این دو بال حرکت نا فرجام و شکست خورده است. از آن جا که حرکت به سوی شناخت امام و پیشوا امری بسیار مهم و اساسی است، ناگذیریم از هر دو بال برای حرکت استفاده کنیم. چندی است به لطف خدا وبگاه ها و مراکز شناخت مهدویت افزایش چشم گیری داشته است و انسان را قادر می سازد بدون دغدغه از مطالب کاربردی و امام شناسی استفاده کند ؛ اما از آن جا که در همه ی این سامانه ها ایمان و شناخت مورد تاکید است بر آن شدیم مجالی هرچند اندک ایجاد کنیم تا علاوه بر ایمان به حضرت ، عشق و شوق به دیدارشان در قیل و قال زندگی روزمره تلنگری برای ما باشد.
    امید است این کار بسیار اندک بدون هیچ چشم داشتی از سوی امام عصر (ارواحنا له فداه) مورد رضایت واقع شود.

    سامانه پیام کوتاه:
    10000255329313
    موبایل مدیر:
    09195579508
    ایمیل مدیر :
    entekhabsch@gmail.com
  • مدیر وبلاگ: حسین .

آخرین مطالب

آرشیو

نظرسنجی
به نظر شما sms ها چگونه برای شما ارسال شود؟






پشتیبانی


پیامک رایگان مهدوی دریافت کنید


شما دوستان عزیز می توانید با عضویت در این طرح پیامک رایگان مهدوی دریافت کنید برای عضویت در این طرح و دریافت پیامک روی عکس زیر کلیک کنید






موضوع: تلنگر مهدوی،     نویسنده: حسین .    تاریخ: 1391/02/3    بازدیدها:
امام زمان برای دیدار ما لحظه شماری می کنند!!!


http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRshnFCA6A83XZKlF6X1S9lp4NJsKZg6JM-VvTGpryNqXc8JO8h-87xsPx_

داستان ابوالحسن علی بن مهزیار اهوازی






 ابوالحسن علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی می گوید:

در یکی از سال ها به قصد سفر حج حرکت کردم و در مدینه چند روزی ماندم ، شاید امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینم ؛ اما ملاقات ایشان قسمت ما نشد و با ناراحتی شدید وارد مکه شدم ؛ انجام مناسک حج را شروع کردم ،ولی همچنان در فکر بودم.

در یک لحظه که در مقابل کعبه ایستاده بودم ، احساس کردم درب خانه باز شد ؛ شخصی را دیدم که به سویم می آید ،‌من هم به طرفش رفتم پس از پرسیدن مقصد من و از احوال آقای خصیبی، از من پرسید: ابن مهزیار را می شناسی؟ گفتم : خودم هستم.

سپس از انگشتر امام حسن عسکری علیه السلام که پس از پدرم در دست من بود پرسید؛انگشتر را به او نشان دادم.

بعد از آن پرسید : چه کار داشتی؟ گفتم به دنبال آن امامی هستم که از ما پنهان است.

فرمود: امام خود را پنهان نکرده است، این اعمال شماست که باعث غیبت امام زمان شده است؛ حال برو و دفعه دیگر بین رکن و صفا هم دیگر را می بینیم.

سر وعده حاضر شدم و او نیز آمد ،با هم پس از کمی راه رفتن به منطقه ای در طائف رسیدیم ،آن شخص پیش از من وارد خیمه ای شد و به سرعت برگشت و بشارت داد که امام اجازه شرفیابی دادن ؛ وارد شدم و خیمه ای دیدم که از گوشه آن نور می درخشید؛ به عنوان امام ،او را مخاطب ساخته و سلام کردم.

 

آن حضرت خطاب فرمود:

یا اباالحسن! قد کنا نتوقعک لیلا و نهارا ، فما الذی ابطا بک علینا؟...

ای ابوالحسن علی بن مهزیار! شب و روز در انتظار دیدار تو لحظه شماری می کردم ، چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟

ابن مهزیار می گوید، عرض کردم : ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند.

آن حضرت با تعجبی ،همراه با پرسش فرمود: کسی را نیافتی که راهنمایی ات کند!؟

سپس با انگشت مبارک روی زمین کشید و بعد فرمود: نه! – راهنما نداشتن دلیل تاخیرت نیست – بلکه شما :

1- به مال اندوزی روی آورده اید.

2- در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کرده اید.

3- صله رحم را ترک کرده اید.

پس دیگر چه عذری دارید؟ علی ابن مهزیار می گوید: عرض کردم : توبه کردم، توبه؛ بازگشتم،بازگشتم.

 

سپس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خطاب به علی ابن مهزیار فرمود: ای پسر مهزیار!

اگر برخی از شماها برای آمرزش بعضی دیگر، از خداوند طلب مغفرت نمی کردند ، کلیه انسان ها گرفتار می شدند و کردارشان آنها را هلاک می کرد.(اشاره به اینکه من برای شما از خداوند طلب بخشش می کنم.)

ــــــــــــــــ

در قسمتی از دعای امام زمان علیه السلام برای بخشیده شدن گناهان شیعیان آمده است:

پروردگارا شیعیان ما از پرتو وجود ما و باقی مانده سرشت ما خلق شده اند،اما همین شیعیان به خاطر مغرور شدن به دوستی با ما و داشتن ولایت و از روی بی توجهی گرفتار گناهان بسیاری گشته اند؛ حال اگر گناهانی که آنان انجام داده اند ،جزء گناهانی است که بین تو و آنها باید حل شود ،پس به خاطر ما آنها را ببخش و ما هم از آنها راضی هستیم و اما اگر گناهانی که انجام داده اند ،حق الناس و جزء گناهانی است که بین خودشان است و باید حق دیگران پرداخت شود برای پرداخت بدهی آنان ،از خمسی که در اموال برای ما مقرر کرده ای به عنوان تقاص و تاوان بدهی آنان برداشت کن و به طلب کاران آنها بده

و اَدخلهم الجنة و زحزِحهم عن النار و لا تجمع بینهم و بین اعدائنا فی سخطک یعنی " و آن شیعیان را وارد بهشت کن و از آتش جهنم دور ساز و آن ها را با دشمنان ما که گرفتار غضب تو هستند در یک مکان قرار مده.




ادامه مطلب




تمامی حقوق و امتیازات برای نویسنده محفوظ بوده و هر گونه کپی برداری از آن با ذکر منبع مجاز خواهد بود.